السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : خاكرند )

22

نمونه هاى ايثار 5 - فرزندان امام حسن ( ع ) در كربلا ( فارسى )

بعضى گويند : اسحاق بن عيسى از پدرش روايت كند كه گفت ، عبداللَّه بن الحسن زمانيكه زندانى بود از وى خواست تا با او ملاقات كند . از ابا جعفر ( منصور ) اجازه خواستيم و به من اجازه داد . با ايشان ملاقات كردم . از من خواست آب سردى براى او بياورم . به خانه پيغام دادم و كوزه آب سردى آوردند و به عبداللَّه بن الحسن دادم تا بنوشد ، در همان حال ابوالازهر ( زندانبان ) وى را ديد كه آب مىنوشد ، با پا لگدى به كوزه زد و دندانهاى او فروريخت . با اين شيوهء ددمنشانه ، با اين پيرمرد رفتار مىكردند . در حالى كه اسحاق بن عيسى و پدرش از منصور اجازه ملاقات گرفته بودند تا به وى محبّت كنند . ايشان مىگويد : اباجعفر را از اين واقعه مطلع ساختم به من گفت : ابا عباس از اين مسئله بگذر ، يعنى در اين باره سخن مگو . پر واضح است كه مسئله اعمال شكنجه و آزار فرزندان حسن به دستور شخص منصور كه لعنت خدا بر او باد صادر مىگرديد . فردى روايت مىكند : يكى از مردان خاندان آل حسن كه در « هاشميّه » زندانى بود درگذشت . پسر حسن سعى كرد غل و زنجير را از پاى او درآورد تا بر جنازه‌اش نماز گذارد ولى زندانبانان به وى اجازه ندادند حتى هنگام نماز خواندن بر ميّت ، بندها را بگسلد .